داستان ما هم به پایان رسید![]()
بای![]()
یه سال دیگه گذشت .
یه ۲۷ خرداد دیگه اومد اما چه جوری؟ با چه شرایطی ؟ تو چه موقعیتی ؟ هر چیه مثل سالهای قبل نیست. یه جور خاصه .
توش خیلی چیزا هست مثل دلتنگی و غصه و بیقراری و . . .
فقط اومدم بگم یعنی بنویسم که یه سال دیگه گذشت اما مثل هر سال نیست نمی دونم چه جوری ؟ اما مثل چند سال اخیر که منتظر رسیدنش بودم نیست .![]()
میلاد پیامبر اکرم مبارک باد.
.............................................................................................
نوروز، جشن ايرانيان از روزگاران كهن پر شكوه ترين جشن بهاری در جهان بوده است. نوروز بهارانه ای است كه روايت های تاريخ درباره پيدايش آن بسيار گوناگون است نوروز جشن شروع فروردين يا « فرودگان » است كه ياد آور اجداد و نياكان ما بود و چنان مي پنداشتند كه در پنج شب ، ارواح پاك مردگان ، برای ديدار وضع زندگي و احوال بازماندگان به زمين فرود مي آيند و در خانه و آشيانه خويش سرگرم تماشا وسركشي مي شوند . اگرخانه روشن و پاكيزه و ساكنان آن راحت وشاد باشند ، ارواح مسرور و سر افراز برمي گردند. اما درغير اينصورت ، آنان غمگين وناراحت به منزلگاه خويش باز مي گردند وتا سال آينده به انتظار مي نشينند .
درباره پيدايش نوروز در روايتي ديگر چنين آمده است كه نيشكر را جمشيد در اين روز يافت و مردم از كشف خاصيت آن متحير شدند . پس جمشيد دستور داد تا از ( شهد آن ) شكر ساختند و به مردم هديه دادند . از اين رو ، آن را نوروز ناميدند .
همچنين روايت شده كه اهريمن ، بلای خشكسالي و قحطي را بر زمين فرو نشانيد . اما جمشيد به جنگ با اهريمن پرداخت و عاقبت او را شكست داد . آنگاه خشكسالي، قحطي ونكبت را بر روي زمين از ريشه بخشكانيد و به زمين بازگشت با بازگشت ويدرختان و هر نهال و چوب خشكي سبز شدند . پس مرد م اين روز را « نوروز » خواندند و هر كس به يمن و مباركي در تشتي جو كاشت و اين رسم سبزه نشانيدن در ايام نوروز از آن زمان به امروز باقي مانده است . در خيام نامه آمده است :
چون از اميري جمشيد 421 سال گذشت ، جهان از او يكسره راست همي آمد .ايران و ايرانيان هم مطيع و مريد او شدند تا بفرمود گرمابه های بسيار ساختند و سيم و زر از معادن بر آوردند و ديبای ابريشمي بافتند كه آن روز ، روز اول « حمل » بود . پس جشني بر پا ساخته و نوروزش نام نهاد تا هر سال چو فروردين آيد ، آن روز را جشن گيرند . در ميان اقوام آريايي كه وارد ايران شدند ، جشن سال نو در اصل به دو شكل زير بوده است :
آرياييها در روزگاران باستاني دارای دو فصل گرما و سرما بودند . فصل سرما شامل دو ماه و فصل گرما شامل ده ماه مي شد . ولي پس از مدتي ، تابستان داراي هفت ماه و زمستان داراي پنج ماه شد . در هر يك از اين دو فصل جشني برگزار مي كردند كه هر دو اين جشنها را آغاز سال نو تلقي مي كردند . در جشن اول كه به هنگام آغاز فصل گرما يعني به هنگامي كه گله ها را از آغل به چمنهاي سبز و خرم مي كشانيدند و از ديدن چهره گرمابخش خورشيد شاد مي شدند. جشن دوم با شروع سرما آغاز مي شد . در اين ايام گله را به آغل باز مي گرداندند و با توشه هاي اندوخته از آنها نگهداري مي كردند . بر اساس شواهد و قرا ئن ، جشن نوروز حتي به هنگام تدوين بخش كهن اوستا نيز در آغاز بهار بر پا مي شده و شايد به نحوی كه اكنون بر ما معلوم نيست آن را در برج مزبور ثابت نگاه مي داشتند .
عيد نوروز شش روز متوالي دوام داشت و در اين روزها ، سلاطين بار عام مي دادند و نجبای بزرگ و اعضای خاندان خود را به ترتيب مي پذيرفتند و به حاضران عيدی مي دادند . در روز اول سال مردم زود از خواب برمي خواستند ، به كنار نهرها و قناتها و خود را مي شستند و به يكديگر آب مي پاشيدند و شيريني تعارف مي كردند . صبح قبل از آنكه كلامي گويند ، شكر يا عسل مي خورند و برای حفظ بدن از نا خوشي ها و بدبختي ها روغن به تن مي ماليدند.
اما نوروز ، پس از مرگ جمشيد نيز به حيات خود ادامه داد . در معنا ، نوروز ، از هجمه ها و حمله هاي يونانيان ، اعراب ، تركها ومغول ها جان به در برد . و نوروز ثابت كرد كه مهم ترين جشن فرهنگي ميليون ها ايراني است كه در درون ايران زندگي مي كنند
هفت سين
هفت سين ، هفت واژه كه با حروف « سين » شروع مي شوند نيز از سنت های جالب نوروز است . در زمان امروز ، هفت سين مشخصاً معاني استعاره اي خاص خود را دارد : سمنو ، جوانه هاي گندم كه طي مراسم خاصي پخته مي شود . سيب ، سنجد ، سير . زرتشتيان ، اوستا ، كتاب مقدس آسماني خود را در رأس سفره هفت سين قرار مي دهند . تخم مرغ های رنگين ، گلاب ، سكه ، طلا ، ماهي قرمز در آب ، آينه ، شمع و هر يك از اين موارد سمبل و نماد تولد ديگر باره بهاران است . در اساطير ايراني در ارتباط با نوروز ، جوانه ي گندم و عناب ، نشانه و سمبل زايش ديگر باره بهاران است و سبزی ، سكه ، و سركه سمبل و نماد افكار نيك ، كردار نيك ، خدا پرستي ، نيك بختي ، جاودانگي و داد و دهش است كه به باور زرتشتيان ، زرتشت پيامبر، آنها را از جمله صفات اهورا مزدا دانسته است .
.......................................................
سر آغاز جشن ِ نوروز، روز نخست ماه فروردين (روز اورمزد) است و چون برخلاف ساير جشنها برابری نام ماه و روز را به دوش نميكشد ، بر ساير جشنهای ايران باستان برتری دارد.
در مورد پيدايی اين جشن افسانههای بسيار است ، اما آنچه به آن جنبهی راز وارگی ميبخشد ، آيينهای بسياری است كه روزهای قبل و بعد از آن انجام ميگيرد.
اگر نوروز هميشه و در همه جا با هيجان و آشفتگی و درهم ريختگی آغاز ميشود ، حيرت انگيز نيست چرا كه بينظمی يكی از مظاهر آن است. ايرانيان باستان ، نا آرامی را ريشهی آرامش و پريشانی را اساس سامان ميدانستند و چه بسا كه در پارهای از مراسم نوروزی ، آنها را به عمد بوجود ميآوردند ، چنان كه در رسم باز گشت ِ مردگان (از 26 اسفند تا 5 فروردين) چون عقيده داشتند كه فروهرها يا ارواح درگذشتگان باز ميگردند ، افرادی با صورتكهای سياه برای تمثيل در كوچه و بازار به آمد و رفت ميپرداختند و بدينگونه فاصلهی ميان مرگ و زندگی و هست و نيست را در هم ميريختند و قانون و نظم يك ساله را محو ميكردند. باز ماندهی اين رسم ، آمدن حاجی فيروز يا آتش افروز بود كه تا چند سال پيش نيز ادامه داشت.
از ديگر آشفتگيهای ساختگی ، رسم مير نوروزی ، يعنی جا به جا شدن ارباب و بنده بود. در اين رسم به قصد تفريح كسی را از طبقههای پايين برای چند روز يا چند ساعت به سلطانی بر ميگزيدند و سلطان موقت ? بر طبق قواعدی ? اگر فرمانهای بيجا صادر ميكرد ، از مقام اميری بر كنار ميشد. حافظ نيز در يكی از غزلياتش به حكومت ناپايدار مير نوروزی گوشهی چشمی دارد:
سخن در پرده ميگويم ، چو گل از غنچه بيرونای
كه بيش از چند روزی نيست حكم مير نوروزی.
خانه تكانی هم به اين نكته اشاره دارد ؛ نخست درهم ريختگی ، سپس نظم و نظافت. تمام خانه برای نظافت زير و رو ميشد. در بعضی از نقاط ايران رسم بود كه حتا خانهها را رنگ آميزی ميكردند و اگر ميسر نميشد ، دست كم همان اتاقی كه هفت سين را در آن ميچيدند ، سفيد ميشد. اثاثيهی كهنه را به دور ميريختند و نو به جايش ميخريدند و در آن ميان شكستن كوزه را كه جايگاه آلودگيها و اندوههای يك ساله بود واجب ميدانستند. ظرفهای مسين را به رويگران ميسپردند. نقرهها را جلا ميدادند. گوشه و كنار خانه را از گرد و غبار پاك ميكردند. فرش و گليمها را غاز تيرگيهای يك ساله ميزدودند و بر آن باور بودند كه ارواح مردگان ، فروهرها (ريشهی كلمهی فروردين) در اين روزها به خانه و كاشانهی خود باز ميگردند ، اگر خانه را تميز و بستگان را شاد ببينند خوشحال ميشوند و برای باز ماندگان خود دعا ميفرستند و اگر نه ، غمگين و افسرده باز ميگردند. از اين رو چند روز به نوروز مانده در خانه مُشك و عنبر ميسوزاندند و شمع و چراغ ميافروختند.
در بعضی نقاط ايران رسم است كه زنها شب آخرين جمعهی سال بهترين غذا را ميپختند و بر گور درگذشتگان ميپاشيدند و روز پيش از نوروز را كه همان عرفه يا علفه و يا به قولی بی بی حور باشد ، به خانهای كه در طول سال در گذشتهای داشت به پُر سه ميرفتند و دعا ميفرستادند و ميگفتند كه برای مرده عيد گرفته اند.
در گير و دار خانه تكانی و از 20 روز به روز عيد مانده سبزه سبز ميكردند. ايرانيان باستان دانهها را كه عبارت بودند از گندم ، جو ، برنج ، لوبيا ، عدس ، ارزن ، نخود ، كنجد ، باقلا ، كاجيله ، ذرت ، و ماش به شمارهی هفت- نماد هفت امشاسپند - يا دوازده ? شمارهی مقدس برجها ? در ستونهايی از خشت خام بر ميآوردند و باليدن هر يك را به فال نيك ميگرفتند و بر آن بودند كه آن دانه در سال نو موجب بركت و باروری خواهد بود. خانوادهها بطور معمول سه قاب از گندم و جو و ارزن به نماد هومت (= انديشهی نيك) ، هوخت (= گفتار نيك) و هوو.رشت (كردار نيك) سبز ميكردند و فروهر نياكان را موجب بالندگی و رشد آنها ميدانستند.
چهار شنبه سوری كه از دو كلمهی چهارشنبه ? منظور آخرين چهارشنبهی سال ? و سوری كه همان سوريك فارسی و به معنای سرخ باشد و در كل به معنای چهارشنبهی سرخ ، مقدمهی جدی جشن نوروز بود. در ايران باستان بعضی از وسايل جشن نوروز از قبيل آينه و كوزه و اسفند را به يقين شب چهارشنبه سوری و از چهارشنبه بازار تهيه ميكردند. بازار در اين شب چراغانی و زيور بسته و سرشار از هيجان و شادمانی بود و البته خريد هركدام هم آيين خاصی را تدارك ميديد.
غروب هنگام بوتهها را به تعداد هفت يا سه (نماد سه منش نيك) روی هم ميگذاشتند و خورشيد كه به تمامی پنهان ميشد ، آن را بر ميافروختند تا آتش سر به فلك كشيده جانشين خورشيد شود. در بعضی نقاط ايران برای شگون ، وسايل دور ريختنی خانه از قبيل پتو ، لحاف و لباسهای كهنه را ميسوزاندند.
آتش ميتوانست در بيابانها و رهگذرها و يا بر صحن و بام خانهها افروخته شود. وقتی آتش شعله ميكشيد از رويش ميپريدندو ترانههايی كه در همهی آنها خواهش بركت و سلامت و بارآوری و پاكيزگی بود ، ميخواندند. آتش چهار شنبه سوری را خاموش نميكردند تا خودش خاكستر شود. سپس خاكسترش را كه مقدس بود كسی جمع ميكرد و بی آنكه پشت سرش را نگاه كند ، سر ِ نخستين چهار راه ميريخت. در باز گشت در پاسخ اهل خانه كه ميپرسيدند:
"كيست؟"
ميگفت: "منم."
- " از كجا ميآيي؟"
- "از عروسی... "
- "چه آوردهاي؟"
- "تندرستی..."
شال اندازی از آداب چهارشنبه سوری بود. پس از مراسم آتش افروزی جوانان به بام همسايگان و خويشان ميرفتند و از روی روزنهی بالای اتاق (روزنهی بخاری) شال درازی را به درون ميانداختند. صاحب خانه ميبايست هديهای در شال بگذارد. شهريار در بند 27 منظومهی حيدر بابا به آيين شال اندازی و در بند 28 به ارتباط شال اندازی با بركت خواهی و احترام به درگذشتگان به نحوی شاعرانه اشاره دارد:
برگردان بند 27:
عيد بود و مرغ شب آواز ميخواند
دختر نامزد شده برای داماد ،
جوراب نقشين ميبافت...
و هر كس شال خود را از دريچهای آويزان ميكرد
وه... كه چه رسم زيبايی است ? رسم شال اندازی ?
هديه عيدی بستن به شال داماد...
برگردان بند 28
من هم گريه و زاری كردم و شالی خواستم
شالی گرفتم و فوراً بر كمر بستم
شتابان به طرف خانهی غلام (پسر خالهام) رفتم ،
و شال را آويزان كردم...
فاطمه خالهام جورابی به شال من بست
"خانم ننهام" را به ياد آورد و گريه كرد...
شهريار در توضيح اين رسم ميگويد: "در آن سال مادر بزرگ من (خانم ننه) مرده بود. ما هم نميبايست در مراسم عيد شركت ميكرديم ولی من بچه بودم ، با سماجت شالی گرفتم و به پشت بام دويدم."
از ديگر مراسم چهارشنبه سوری فالگوش بودو آن بيشتر مخصوص كسانی بود كه آرزويی داشتند. مانند دختران دم بخت يا زنان در آرزوی فرزند. آنها سر چهار راهی كه نماد گذار از مشكل بود ميايستادند و كليدی را كه نماد گشايش بود ، زير پا ميگذاشتند. نيت ميكردند و به گوش ميايستادند و گفت و گوی اولين رهگذران را پاسخ نيت خود ميدانستند. آنها در واقع از فروهرها ميخواستند كه بستگی كارشان را با كليدی كه زير پا داشتند ، بگشايند.
قاشق زنی هم تمثيلی بود از پذيرايی از فروهرها... زيرا كه قاشق و ظرف مسين نشانهی خوراك و خوردن بود.
ايرانيان باستان برای فروهرها بر بام خانه غذاهای گوناگون ميگذاشتند تا از اين ميهمانان تازه رسيدهی آسمانی پذيرايی كنند و چون فروهرها پنهان و غير محسوس اند ، كسانی هم كه برای قاشق زنی ميرفتند ، سعی ميكردند روی بپوشانند و ناشناس بمانند و چون غذا و آجيل را مخصوص فروهر ميدانستند ، دريافتشان را خوش يُمن ميپنداشتند.
اما اصيل ترين پيك نوروزی سفرهی هفت سين بود كه به شمارهی هفت امشاسپند از عدد هفت مايه ميگرفت. دكتر بهرام فره وشی در جهان فروری مبنای هفت سين را چيدن هفت سينی يا هفت قاب بر خوان نوروزی ميداند كه به آن هفت سينی ميگفتند و بعدها با حذف (يای) نسنت به صورت هفت سين در آمد. او عقيده دارد كه هنوز هم در بعضی از روستاهای ايران اين سفره را ، سفرهی هفت سينی ميگويند. چيزهای روی سفره عبارت بود از آب و سبزه ، نماد روشنايی و افزونی ، آتشدان ، نماد پايداری نور و گرما كه بعدها به شمع و چراغ مبدل شد ، شير نماد نوزايی و رستاخيز و تولد دوباره ، تخم مرغ نماد نژاد و نطفه ، آيينه نماد شفافيت و صفا ، سنجد نماد دلدادگی و زايش و باروری ، سيب نماد رازوارگی عشق ، انار نماد تقدس ، سكههای تازه ضرب نماد بركت و دارندگی ، ماهی نماد برج سپری شدهی اسفند ، حوت (= ماهی) ، نارنج نماد گوی زمين ، گل بيد مشك كه گل ويژهی اسفند ماه است ، نماد امشاسپند سپندار مز و گلاب كه باز ماندهی رسم آبريزان يا آبپاشان است ( بر مبنای اشارهی ابو ريحان بيرونی چون در زمستان انسان همجوار آتش است ، به دود و خاكستر آن آلوده ميشود و لذا آب پاشيدن به يكد يگر نماد پاكيزگی از آن آلايش است. ) نان پخته شده از هفت حبوب ، خرما ، پنير ، شكر ، بَرسَم (= شاخههايی از درخت مقدس انار ، بيد ، زيتون ، انجير در دستههای سه ، هفت يا دوازده تايی) و كتاب مقدس.
بعضی از مؤمنان مسلمان نوروز را مقارن با روز آغاز خلافت علی عليه السلام ميدانستند چنانكههاتف اصفهانی ميگويد:
نسيم صبح عنبر بيز شد ، بر تودهی غبرا
زمين سبز نسرين خيز شد چون گنبد خضرا
همايون روز نوروز است امروز و به فيروزی
بر اورنگ خلافت كرده شاه لافتی مأوا
بد نيست اشاره شود كه در زمان شاهی ِ فتحعليشاه قاجار و به فرمان او دستور داده بودند كه شاعران به جای مدح ، حقيقت گويی كنند. شاعری با تكيه بر اين فرمان شعر زير را سرود و آن را در حضور شاه خواند و صلهی قابل توجهی هم دريافت نمود !
مگر دارا و يا خسرو ست اين شاه
بدين جاه و بدين جاه و بدين جاه
ز كيخسرو بسی افتاده او پيش
بدين ريش و بدين ريش و بدين ريش
ز جاهش مُلك كيخسرو خراب است
ز ريشش ريشهی ايران در آب است
در پايان با آرزوی سالی خجسته با ترجمهی شعری از ابونواس شاعر اهوازی نوشتار را به انجام ميبريم:
مگر نميبينی كه ؛
خورشيد به برج بره
اندر شده
و اندازهی زمانه برابر گرديده؟
مگر نميبينی كه ؛
مرغان پس از زبان گرفتگی
به آواز خوانی پرداختهاند؟
مگر نميبينی كه ؛
زمين از پارچههای رنگين گياهان
جامه بر تن كرده؟
پس بر نوشدن زمانه
شاد كام ميباش...
.........................................
امتحانش کردم خیلی خوبه شما هم صبت نام کنید تا درآمد
داشته باشید اسم سایت mi118میباشد
هم من به پول میرسم هم شما.
سایت ایرانی هست وقانونی.
...........................................................................................
یكی از نشانه های كاربران حرفه ای عملكرد سریع آنها توسط كلیدهای میانبر است. میتوان گفت تمامی نرم افزارها این كلیدهای میانبر را برای سهولت كار كاربران دارا هستند. در این ترفند قصد داریم به معرفی تمامی كلیدهای میانبر موجود در بسته نرم افزاری آفیس برای برنامه هایExcel , PowerPoint , Word و ... و همچنین نحوه عملكرد هر یك بپردازیم. اگر قصد دارید در زمان خود صرفه جویی كنید این كلیدها را به خاطر بسپرید.
كلیدهای عمومی
ایجاد یك سند جدید:Ctrl+N
فراخوانی یك سند متفاوت:Ctrl+O
حركت میان سندهای باز:Ctrl+F6
ذخیره سازی یك سند:Ctrl+S
چاپ یك سند:Ctrl+P
بستن یك سند:Ctrl+W
كلیدهای میانبر حركت در سند
یك كلمه:جهت نمای راست +Ctrl وجهت نمای چپ+Ctrl
یك پاراگراف:جهت نمای بالا +Ctrl و جهت نمای پایین+Ctrl
یك صفحه كامل به بالا:Page up
یك صفحه كامل به پایین:Page down
ابتدای سطر:Home
انتهای سطر:End
ابتدای یك سند:Ctrl+Home
انتهای یك سند:Ctrl+End
یك سطر بالا:كلید جهت نمای بالا
یك سطر پایین:كلید جهت نمای پایین
یك كاراكتر به سمت راست یا چپ:كلیدجهت نمای راست یا چپ
حذف كلمه یا عبارتی در سمت راست (بعد)مكان نما:Ctrl+Del
حذف كلمه یا عبارتی در سمت راست (قبل)مكان نما:Ctrl+Backspace
حركت مكان نما به بالای صفحه نمایش:Ctrl+Page up
حركت مكان نما به پایین صفحه نمایش:Ctrl+Page down
كلید های میانبر كار با متن
انتخاب كاراكتر سمت راستی اشاره گر:كلیدجهت نمای راست+Shift
انتخاب كاراكتر سمت چپی اشاره گر:كلیدجهت نمای چپ+Shift
انتخاب یك واژه:كلیدجهت نمای راست+Shift+Ctrl
انتخاب یك سطر:Shift+End
انتخاب یك پاراگراف:كلید جهت نمای پایین+Shift+Ctrl
اتنخاب تمام سند:Ctrl+A
رفتن به یك صفحه مشخص:Ctrl+G
كلید های میانبر ویرایش متن
حذف كاراكتر قبلی اشاره گر:Backspace
حذف كاراكتر كه اشاره گر روی ان قرار دارد یا متنی كه انتخاب شده است:Delete
حذف واژه قبلی اشاره گر:Ctrl+ Backspace
حذف كاراكتر بعدی اشاره گر:Ctrl+Delet
كپی و حذف متن انتخاب شده:Ctrl+X
كپی گرفتن از متن انتخاب شده:Ctrl+C
الصاق متن كپی شده:Ctrl+V
بررسی املایی یك سند:F7
یافتن متن در سند:Ctrl+F
جایگزینی متن در سند:Ctrl+H
عملUndo:Ctrl+Z
عملRedo:Ctrl+Y
پایان سطر و انتقال به سطر بعدی:Enter
حركت به سمت پایین درTab :Outline
درج تورفتگی سطر اول پاراگراف یا پرش به ایستگاههای پرشی:Tab
حذف یا افزودن سطر جاری:Ctrl+0
كلیدهای میان بر قالب بندی متن
تغییر قلم:F+Shift+Ctrl
تغییر اندازه قلم:P+Shift+Ctrl
پررنگ كردن قلم:B+Ctrl
ایتالیك كردن قلم:I+Ctrl
زیر خط دار كردن قلم:U+Ctrl
دو زیر خط دار كردن قلم:D+Shift+Ctrl
حذف قالب بندی كاراكتر:Space Bar+Ctrl
فضای خطوط تنها پاراگراف:1+Ctrl
فضای دو برابر خطوط پاراگراف:2+Ctrl
فضای 5/1 برابر خطوط پاراگراف:5+Ctrl
تراز بندی وسط پاراگراف:E+Ctrl
تراز بندی چپ پاراگراف:L+Ctrl
تراز بندی راست پاراگراف:R+Ctrl
تراز بندی از دو طرف پاراگراف:J+Ctrl
برجسته كردن پاراگراف از چپ:M+Ctrl
برجسته كردن پاراگراف ازراست:M+shift+Ctrl
حذف قالب بندی پاراگراف:Q+Ctrl
به روز رسانی فیلدها:F9
تغییر روش نمایش فیلد منتخب:Shift+F9
تغییر روش تمام فیلدهای سند:Alt+F9
كاهش یا افزایش اندازه قلم به اندازه یك رقم:[+Ctrlا]
تغییر اندازه قلم به اندازه پیش فرض قبلی یا بعدی:<+Ctrl+Shiftا>
تبدیل حروف عادی به حالت دو زیر خط و برعكس:D+Shift+Ctrl
تبدیل حروف عادی به اندیس دار پایین و برعكس:=+Ctrl
تبدیل حروف عادی به اندیس دار بالا و برعكس:=+Ctrl+Shift
تبدیل ابتدای كلمات به حروف كوچك یا بزرگ:AK+shift+Ctrl
تغییر قلم جاری:F+Shift+Ctrl
تغییر قلم جاری:F+Shift+Ctrl
تغییر اندازه قلم جاری:F3+SHIFT
ایجاد تو رفتگی از سطر بعدی:P+Shift+Ctrl
حذف تو رفتگی سطر بعدی:T+Ctrl
حذف تو رفتگی سطر دوم:T+Shift+Ctrl
انتخاب همه سند:A+Ctrl
درج یك شكستگی سطری:Enter+Shift
انتقال به سطر یا صفحه بعدی:Ctrl+Enter
اشكار یا پنهان نمودن علایم:H+Shift+Ctrl
كلیدهای میان بر صدا
خاموش/روشن نمودن میكروفن:Win key+V
انتقال بین دو حالت دیكته و فرمان صوتی:Win key+T
فعال كردن حالت تصحیح:Win key+C
كلیدهای میان بر منوها
فعال شدن اولین عنوان نوار منو:ALT
فعال شدن منویAlt + F :File
فعال شدن منویAlt + E:Edit
فعال شدن منویAlt + V:View
فعال شدن منویAlt + I:Insert
فعال شدن منویAlt + O:Format
فعال شدن منویAlt + T:Tools
فعال شدن منویAlt + A:Table
فعال شدن منویAlt + W:Windows
فعال شدن منویAlt + H:Help
..........................................................................
• آیا میدونید مزه غذاها بیشتر مربوط میشه به بینی نه زبان
زبان فقط طعم های شوری شیرینی ترشی و تندی رو متوجه میشه اما مزه مثلاً سیب رو تشخیص نمیده و اون که ما به عنوان مزه سیب می شناسیم بو هست نه طعم. برای اثبات این هم میتونید چشمان دوستتون رو ببندید و یک قطعه سیب جلوی بینی اون بگذارید بعد یه تیکه سیب زمینی بهش بدید و بعد بپرسید که چی بود که خوردی به احتمال 99 درصد جواب میده سیب.برای همینه که وقتی آدم سرما میخوره طعم اکثر غذاها رو متوجه نمیشه(مایع مخاطی بینی بیشتر میشه و مانع عبور بو به سنسورهای بینی میشه!!) .( البته این رو اضافه کنیم که پشت همه این دستکاه های حسی مغز قرار داره و کار ادراک و فهمیدن رو انجام میده )
• انسان سالانه بیش از ۱۰ میلیون مرتبه پلک می زند!
• خورشید ۳۳۰۳۳۰ مرتبه بزرگتر از زمینه!
• یک گالن روغن سوخته، میتواند تقریبا یک میلیون گالن آب تمیز را آلوده کند!
• ناخنهای انگشتان دست، تقریباً چهار برابر ناخنهای پا رشد میکنند!
• حرف E بیشتر از تمام حروف انگلیسی، در كلمات بكار میرود در حالیكه حرف Q كمترین كاربرد را دارد!
• خوردن یك عدد سیب اول صبح، بیشتر از یك فنجان قهوه باعث دور شدن خواب آلودگی میشود!
• دلفینها هم مانند گرگها هنگام خواب یك چشمشان را باز میگذارند!
• قدیمیترین آدامسی كه جویده شده، متعلق به ۹۰۰۰ سال پیش بوده است!
• اسكیموها هم از یخچال استفاده میكنند، منتها برای محافظت غذا در مقابل یخ زدن!
• سرعت آب دهانی كه هنگام عطسه از دهان شما خارج میشود، حدود ۱۲۰ كیلومتر بر ساعت است!
مطلب توضیحی اینه که وقتی عطسه می کنید برای چند لحظه قلب شما از حرکت می ایسته و برای همینه که بعد عطسه بهتون عافیت باشه میگن ( البته 90% این موضوع رو نمی دوننا !!) البته سعی کنید عطستون رو نگه ندارید چون در این صورت ( دقیق نمیدونم چقدر) امکان پاره شدن رگهای سر شما وجود داره.. پس هروقت عطستون گرفت ، عطسه کنید ! ( بعدها در مورد روانشناسی عطسه هم مطلب قرار می دهیم !!)
غیر ممکن است که بتوانی با چشمان باز، عطسه کنی!
• ۸ دقیقه و ۱۷ ثانیه طول میكشد تا نور خورشید به زمین برسد!
• جویدن آدامس هنگام خوردن پیاز، مانع از اشكریزی شما میشود!
• در تایوان بشقابهای گندمی درست میشود و افراد بعد از خوردن غذا، بشقابشان را هم میخورند!
• یكچهارم استخوانهای بدن، در پای او قرار دارد!
• اثر لب و زبان هر كس، مانند اثر انگشت او منحصربه فرد است!
• 56% افرادی كه دست چپ هستند، تایپیستند.
• اگر میخواهی از آرواره یک تمساح جان سالم به در ببری، انگشتهایت را در چشمانش فرو کن. فوراً به شما اجازه میدهد كه فرار كنی!
• وقتی شخصی در سریلانکا سرش را از طرفی به طرف دیگر تكان میدهد، یعنی «باشه»!
• یکی از شگفتیهای ریاضی این است که وقتی عدد 111111111 را در خودش ضرب كنی، جواب خواهد شد: 12345678987654321
• «Dreamt» تنها كلمهایست که در زبان انگلیسی با mt تمام میشود!!
• «یویو» اولین بار به عنوان یک سلاح در فیلیپین استفاده میشد!
• در واشنگتن بیشتر از مردمانش، تلفن وجود دارد!
• اسم تمام قارهها با همان حرفی كه آغاز شده است پایان میابد !!
• شما نمیتوانید با حبس نفستان ، خودكشی كنید!!
• محال است كه آرنجتان را بلیسید ! ( حالا یکی فلکسبیلیتیش بالا بود نیاد بگه من مهره های کمر خودمم میلیسما !!)
• خوكها به لحاظ فیزیك بدنی ، قادر به دیدن آسمان نیستند ( آخی نازی ! )
• تنها غذایی كه فاسد نمیشود عسل است !
• قلب انسان فشاری كافی ایجاد می كند تا به فاصله 30 فوتی (تقریباً 8 متر) خون را به خارج از بدن پمپاژ كند !
• استفاده از هدفون در هر ساعت ، باكتریهای موجود در گوش شما را تا هفتصد برابر افزایش میدهد .. !
یک توضیح کوچولو هم در مورد این وسیله که الان کاربردش بخاطر حضور گوشی های موبایل بیشتر شده بگم ؛ برای خرید هدفون ، هد ست ( خلاصه هر چیزی که قراره به گوش های شما متصل بشه و ازش صوت و موسیقی یا .. پخش بشه ! ) خیلی دقت کنید و کمی ولخرجی کنید ! مارک معتبر و اصلی بخرید ( مخصوصاًً از کمپانی های غول صوتی و تصویری ) .. دلیلش هم اینه که هدفون های نامرغوب صدمه جبران ناپذیری به گوش و مغز شما وارد می کنن ( این موضوع رو مدنظر داشته باشید که در هدفون شما ممکنه کیفیت صدا بسیار عالی باشه ولی سازنده در ساختمان هدفون فیلتر نویزگیر رو تعبیه نکرده باشه و این چیزی نیست که شما بتونید احساسش کنید ..)
.................................................................................
2- در آمریکا میزان فولاد استفاده شده در تهیه تشتک در بطریهای نوشابه بیشتر از فولاد بکار رفته در تهیه بدنه اتومبیل هاست.
3- یک تانکر بزرگ که کاملا پر باشد و در حال حرکت با سرعت عادی باشد، حداقل به بیست دقیقه زمان برای متوقف شدن احتیاج دارد.
4- بطور متوسط یک انسان در طول زندگی خود در حدود 44 پوند گرد و خاک را تنفس میکند.
5- در هر سه دقیقه یک انسان روی کره زمین اعلام می کند که بشقاب پرنده دیده است.
6- در ایالت میشیگان زنان بدون اجازه شوهران خود نمیتوانند موهایشان را کوتاه کنند.
7- تنها 55 درصد مردم آمریکا میدانند که خورشید یک ستاره است.
8- قبل از سال 1941 اثر انگشت به عنوان مدرک در دادگاه پذیرفته نمیشد.
9- در طراحی خانه بیل گیتس از کامپیوترهای مکینتاش استفاده شده است.
10- در هر روز تقریبا نیمی از جمعیت امریکا در حال رژیم گرفتن هستند.
11- یک هواپیمای کوچک میتوانند بصورت معکوس و به عقب نیز پرواز کند.
12- بیش از 50 درصد مردم جهان تا به حال نه با کسی از طریق تلفن حرف زده اند و نه کسی به آنها زنگ زده است.
13- یکی از مواد تشکیل دهنده دینامیت بادام زمینی است.
14- پارچه کتان در زمان خیس بودن، سختتر و مقاومتر است.
15- پیژامه در هندوستان به عنوان یک لباس پوشیدنی مرسوم در بیرون از خانه شناخته میشود.
16- یک کوسه از طریق شنیدن ضربان قلب، طعمه خود (ماهی) را پیدا می کند.
17- ماهی قزل آلا میتواند پرشهایی به ارتفاع حدود 2متر داشته باشد.
18- در ایالت اوهایو دادن بسته شیرینی با وزن بیش از 50 پوند به کسی غیر قانونی و جرم محسوب میشود.
19- اگر فردی به جای حرکت در پیاده رو در یک مسیر سخت و کثیف حرکت کند، 7درصد بیشتر کالری میسوزاند.
20- گفته میشود که باغبانی بهترین کار برای سالم نگه داشتن سلامتی استخوان هاست.
21- نوعی ماهی به نام آبنوس در گلوی خود دندان در میآورند.
22- فندق برزیلی پیش از نامیده شدن کشور برزیل به نام «برزیل» به این نام خوانده میشده است.
23- یک لامپ 75 وات بیشتر از سه لامپ 25 وات نور تولید میکند
ما چه بخواهیم چه نخواهیم، تا حدودی مصرفکننده مطالب روانشناسی هستیم. تقریباً هر روز گزارشهای تازهای درباره یافتههای جدید روانشناسی در تلویزیون، رادیو و روزنامهها منتشر میشود و هر مجله خانوادگی را که ورق بزنید حاوی آزمونهای روانشناسی یا مقالاتی درباره راههای مقابله با افسردگی، اضطراب، استرس و هراس ... براساس آخرین پژوهشهای روانشناسی است.
چگونه تشخیص دهیم که این مطالب از اعتبار علمی برخوردارند یا نه؟ برای استفاده هوشمندانه از مطالب روانشناسی باید چگونگی ارزیابی گزارشهایی را که از پژوهشهای روانشناسی منتشر میشود، یاد بگیریم. با درک چگونگی تشخیص اطلاعات قابل اعتماد و با ارزش، ما به صورت مصرف کننده آگاه مطالب روانشناسی در میآئیم. این مقاله به شما راههای ارزیابی را نشان میدهد و کمک میکند که بتوانید مطالب معتبر را از نامعتبر تشخیص دهید.
1. منبع مقاله را در نظر بگیرید
هرگاه در رسانههای عمومی، مطلبی درباره یافتههای پژوهشهای روانشناسی خواندید یا شنیدید، همیشه باید منبع اصلی اطلاعات را در نظر بگیرید. مطالعات منتشر شده در مجلات علمی و حرفهای روانشناسی، فرایند بررسی دقیقی را طی کردهاند. این مطالعات معمولاً توسط یک یا چند پژوهشگر صاحب صلاحیت علمی صورت گرفتهاند و معمولاً از سوی یک مرکز، بیمارستان یا سازمان آموزشی و پژوهشی پشتیبانی شدهاند. ویراستاران علمی مجله نیز آنها را خوانده و تأیید کردهاند. یعنی روانشناسان دیگری که در روشهای پژوهشی و آماری مهارت دارند، قبل از چاپ شدن مطلب، آن را بررسی کردهاند.
دلیل دیگری که برای در نظر گرفتن منبع وجود دارد این است که در بسیاری از گزارشهایی که در مجلاّت معمولی چاپ میشوند، عناصر کلیدی یافتههای پژوهشی یا غلط تعبیر میشوند و یا به دقت توضیح داده نمیشوند. نویسندگان و گزارشگرانی که فاقد تجربه در روشهای پژوهشی هستند ممکن است به طور دقیق متوجه نشوند که مطالعه چگونه صورت گرفته و تأثیرات احتمالی نتایج پژوهشی چیست. بنابراین بامطالعه اصل مقاله، درک کاملتر و بهتری از معنی یافتههای پژوهشی کسب خواهید کرد.
2. به ادعاهای عجیب و غریب و کاملاً غیرمنتظره شک کنید
به هنگام ارزیابی و بررسی هر نوع اطلاعات علمی, هیچگاه «شک کردن» را فراموش نکنید. خصوصاً به ادعاها یا یافتههایی که احساسی یا غیرواقعی به نظر میرسند شک کنید. یادتان نرود که هدف رسانههای عمومی، جلب توجه، فروش بیشتر و بالا بردن تیراژ است. گزارشگران ممکن است روی عناصر خاصی از مطالعه تمرکز کنند و از اطلاعات مهمی که برای درک نتایج پژوهش ضرورت دارند غافل بمانند. خطر دیگری که وجود دارد این است که ادعاها واظهارات پژوهشگران ممکن است خارج از بافت و متن مورد نظر مورد استفاده قرار گیرد به نحوی که کاملاً مغایر با نتایج اصلی مطالعه باشد.
3. روشهای پژوهش را ارزیابی کنید
برای آن که مصرفکننده هوشمند مطالب روانشناسی باشید، درک برخی از پایههای یک پژوهش روانشناسی ضرورت دارد. عناصری نظیر تعاریف عملیاتی، نمونهگیری تصادفی و طراحی پژوهش، برای درک نتایج نهایی یک مطالعه، اهمیت دارند. برای مثال، یک مطالعه خاص ممکن است فقط افراد خاصی از یک جمعیت را در نظر گیرد و یا تعریف خاصی از یک موضوع بخصوص را مورد نظر قرار دهد. هر دوی این عوامل میتوانند در این که یافتههای پژوهشی برای کلّ جامعه چه معنی میدهند و چگونه نتایج را میتوان برای درک بهتر یک پدیده روانشناسانه به کار بست، اهمیت داشته باشند.
4. داستانها را از واقعیتها تشخیص دهید
به داستانها یا گزارشهایی که برای پشتیبانی از یک ادعا ارائه میشوند زیاد بها ندهید. این که گروه کوچکی از افراد به نتیجهگیری مشابهی دست یافتهاند بدین معنی نیست که کلّ جامعه دیدگاه مشترکی با آنان داشته باشد. پژوهشهای علمی از نمونهگیری تصادفی و سایر روشهای پژوهشی استفاده میکنند تا بتوانند نتایج مطالعه را به کل جمعیت تعمیم دهند. هر گزارشی با این توجیه که «این در مورد من صدق میکند پس برای بقیه هم باید صادق باشد»، باید با دیده شک و تردید نگریسته شود.
5. ببینید سرمایهگذاری برای این پژوهش از سوی چه کسی یا سازمانی صورت گرفته است
برای ارزیابی پژوهشهای روانشناسی، در نظر گرفتن این که پشتیبان مالی انجام مطالعه چه کسی یا سازمانی بوده است نیز اهمیت دارد. سرمایهگذاری ممکن است از منابع مختلف نظیر بنگاههای دولتی، گروههای غیرانتفاعی و یا سازمانهای بزرگ صورت گرفته باشد.
هنگامی که نتایج یک مطالعه کاملاً در جهت منافع و برنامههای سازمانی باشد که هدفش فروش محصولات یا متقاعد کردن مردم به داشتن یک دیدگاه مشترک است، برخورد محتاطانهای با آن داشته باشید. هر چند اینگونه سرمایهگذاری لزوماً به معنی بیاعتبار بودن نتایج مطالعه نیست امّا شما باید همواره مطمئن باشید که مطالعه، جهتگیری خاصی نداشته و به طور علمی و بیطرفانه صورت گرفته باشد.
6. توجه داشته باشید که ارتباط داشتن به معنی رابطه علت و معلولی نیست
در بسیاری از گزارشهای پژوهشهای علمی که در مجلات معمولی به چاپ میرسند، یک راست به سراغ نتیجهگیریها رفته و رابطه علت و معلولی بین متغیرها برقرار میسازند. در صورتی که رابطه بین دو متغیر، لزوماً بدین معنی نیست که تغییر در یکی، باعث تغییر در دیگری میشود. در اغلب موارد رابطه علّت و معلولی بین متغیرها وجود ندارد. معمولاً در پژوهشهای علمی عباراتی وجود دارد نظیر «پژوهشگران موفق به کشف ارتباطی بین ...»، «پژوهشها نشانگر ارتباطی بین ...» یا «به نظر میرسد ارتباطی وجود داشته باشد بین ...»
روزنامهها، مجلات، کتابها و منابع اینترنتی پر از اطلاعاتی درباره آخرین یافتههای پژوهشی در زمینه روانشناسی هستند. به منظور تعیین میزان قابل اعتماد بودن این گزارشها، دانستن چگونگی ارزیابی آنها اهیمت دارد. بهترین راه برای کسب اطلاعات صحیح، مراجعه به نسخه اصلی مطالعه است امّا چنانچه این کار امکانپذیر نباشد باید عقل سلیم علمی خود را به کار گیرید. مواظب ادعاهای احساساتی و غیرمنطقی، نتیجهگیریهای اشتباه از ارتباط بین متغیرها و ... باشید و هیچگاه فراموش نکنید که به هنگام ارزیابی هر گزارش علمی، شک داشتن جزء قواعد کار است.
ترجمه:
کلینیک الکترونیکی روانیار
منبع :
“Becoming a Consumer of Psychology”, Kendra Van Wagner,
............................................................................................................
ممکن است این پرسش برایتان پیش آمده باشد که چرا انسانها گروهگروه به تماشای فیلمهای ترسناک میروند یا در شهر بازیها برای ورود به «تونل وحشت» صف میکشند؟ به گفته دانشمندان این قابلیت مغز انسان که میتواند ترس را لذتبخش سازد احتمالاً کلید کشف علّت هراسها (فوبیا) و اختلالات اضطرابی است.
انسانها وقتی میترسند بدنشان به طور خودکار واکنش «مقابله یا فرار» نشان میدهد. ضربان قلبشان افزایش مییابد، تندتر نفس میکشند، عضلاتشان منقبض میشود و توجهشان به واکنش مؤثر نسبت به تهدیدی که پیش آمده، متمرکز میشود.
اگر مغز بداند که خطر واقعی وجود ندارد، آنگاه این آزاد شدن سریع آدرنالین برای ما لذتبخش میشود. بنابراین، رمز لذت بردن از چنین هیجاناتی در دانستن چگونگی برآورد مناسب از میزان خطر واقعی نهفته است. برای مثال، بچهها در بیشتر مواقع، بر آورد بیش از حدّی از خطر دارند و «ترس واقعی» را تجربه میکنند. در این مواقع است که آنها به پدر و مادر خود آویزان میشوند و گریه میکنند زیرا اطمینان یافتهاند که احتمال خطر زیاد است. امّا بزرگترها ممکن است ابتدا وحشت کنند ولی پس از آن به خنده روی میآورند زیرا به سرعت تشخیص میدهند که خطر جدّی و واقعی وجود ندارد.
این پدیده، توصیفگر این است که چرا بعضیها میتوانند از پرش با اسکی، سقوط آزاد با طناب ( bungee Jumping ) و ورزشهای خطرناک لذت ببرند. اگر از آنها در این مورد سؤال شود خواهند گفت که به دلیل تمرینهای پیشین و احتیاطهای لازم، ریسک خطر بسیار پائین است و بدین خاطر میتوانند از این فعالیتها لذت ببرند.
ساختار کلیدی در مغز انسان که مسئول این تأثیر است به احتمال زیاد «بادامه مغز» ( amygdala ) است که خاطرات پیوندخورده به هیجانات را شکل میبخشد و ذخیره میکند.
به عقیده روانشناسان، توانایی لذت بردن از ترس، یک حس تکاملی را در انسانها به وجود آورده است. همین انگیزه است که به کشف احتمالات جدید، یافتن منابع تازه غذایی و مکانهای بهتری برای زیستن میانجامد. برای انسانها انحراف از معیارها و رسوم عادی، تا یک حدّ معین، لذتبخش است.
اگر انسان به طور مکرّر در معرض تحریکات ترسناک قرار گیرد، مغز به آن عادت میکند و دیگر آن را به عنوان یک پدیده ترسناک شناسائی نمیکند. از همین واقعیت در درمانهای شناختی برای هراسها و اختلال فشار روانی پس آسیبی استفاده میشود. در این روش درمانی، بیمار به مدّت طولانی در معرض چیزی که از آن میترسد (و در واقع ترسناک نیست) قرار داده میشود. این شیوه درمانی شناختی، همراه با تجویز دارو، در 80٪ مواقع با موفقیت همراه میشود.
ترجمه:
کلینیک الکترونیکی روانیار
..............................................................
تمام موجودات زنده دارای یک سازوکار زمان سنجی یا «ساعت» هستند که دورههای فعالیت و استراحت آنها را کنترل میکند. این ساعتها که به نام «چرخههای زیستی» خوانده میشوند، به دوره فرایندهای فیزیولوژیک و بیولوژیکی که در یک جدول زمانی تقریباً 24 ساعته نوسان دارند، اشاره میکنند. شما احتمالاً خودتان نیز متوجه این تغییرات در بدن خود شدهاید، احساس انرژی وهوشیاری بیشتر در طول روز و خستگی و کمبود انرژی در ساعات شب.
با وجودی که بسیاری از افراد به چرخههای زیستی به صورت یک فرایند منفرد مینگرند، امّا در واقع تعدادی ساعت مختلف در بدن وجود دارد که در طول روز نوسان میکنند. برای مثال، هوشیاری ذهنی دو نوبت در روز در ساعتهای 9 صبح و 9 شب به نقطه اوج میرسد در حالی که این زمانها برای قدرت بدنی 11 صبح و 7 بعدازظهر است.
چگونه بدن شما «ساعت را نگه میدارد؟»
خوشه نازکی از حدود 20 هزار نورون در هیپوتالاموس، چرخههای زیستی بدن شما را کنترل میکند. این مرکز کنترل که به نام هسته فوق کیاسمائی (SCN ) شناخته میشود، به عنوان مسئول تنظیم ضربان درونی بدن شما عمل میکند. هر چند سازوکار دقیق چگونگی عملکرد این فرایند هنوز روشن نیست، امّا نشانههای محیطی اهمیت دارند. تأثیر نور خورشید در زمانبندی خواب-بیداری روزانه شاید از همه چیز واضحتر باشد.
نور خورشید چگونه بر چرخههای زیستی اثر میگذارد؟ هنگامی که از نور خورشید در ساعات پایانی روز کاسته میشود، سیستم بینایی به هسته فوق کیاسمائی علامت میفرستد. سپس SCN به غدّه صنوبری مغز علامت میدهد که تولید هورمون ملاتونین را افزایش دهد. این افزایش هورمون به کاهش فعالیت و احساس خواب آلودگی در شما کمک میکند.
وقتی نور خورشید نباشد چه اتفاقی میافتد؟
پژوهشهای بسیاری در مورد این مساله صورت گرفته است که هنگامی که الگوهای طبیعی نور خورشید دچار وقفه شوند چه اتفاقی برای چرخههای زیستی میافتد. پژوهشهای بالینی نشان دادهاند که افرادی که به طور مادرزادی نابینا هستند به دلیل فقدان کامل نور محیطی، معمولاً در چرخه خواب-بیداری خود دچار مشکل میباشند. همچنین کسانی که شب کاری میکنند و یا زیاد مسافرت میکنند نیز با اختلالاتی در چرخههای زیستی خود روبرو هستند.
در برخی مطالعاتی که در زمینه چرخههای زیستی به عمل آمده، عدهای را برای چند هفته و یا حتی چند ماه در واحدهای زیرزمینی نگاه داشتهاند و متوجه شدهاند که چرخههای زیستی این افراد به دلیل محرومیت از نور طبیعی، شروع به تغییر از 24 ساعت به 25 ساعت نموده است.
نکتههایی برای به خاطر سپردن
· چرخههای زیستی شما به نور خورشید وابسته است.
· اختلال در این الگوها میتواند به مشکلاتی در خوابیدن بیانجامد
· بدون نور طبیعی، زمانبندی بدن افراد 25 ساعته میشود.
· چرخههای زیستی بر روی دمای بدن، حساسیت نسبت به درد، هوشیاری ذهنی، قدرت جسمی و احساسات تاثیر میگذارد.
ترجمه:
کلینیک الکترونیکی روانیار
................................................................
برای آن که بتوانیم به عظمت فلسفه های بهداشتی ، اقتصادی ، اجتماعی و نظامی نهفته در پس مراسم ظاهری این عیدها پی ببریم ، بهتر است شرایط موجود در هزاران سال قبل از جنبه های سطح زندگی طبقات مختلف مردم ، نوع سوخت مصرفی ، بافت جمعیتی و عدم امکان تجمع و دید و بازدید افراد آشنا با هم یا سایر همشهریان با توجه به نوع مشاغل طبقه پایین جامعه ، سطح آگاهی مردم از بیماری ها و شناخت علل وقوع بیماری ، نبود امکانات بهداشتی و آموزش های مبارزه با آفت های کشاورزی و همچنین آموزش همگانی برای دفاع از سرزمین در مقابل اقوام مهاجم در نظر بیاوریم و اندیشه خود را به شرایط اجتماعی آن روزگاران سیر دهیم . زمانی که نه تلویزیون بود نه رادیو ، نه روزنامه و نه تلفن ، نه ماشین بود و نه جاده ، نه قانون بود و نه سازمان های بین المللی و هر قوم که در خود توانایی بیشتری می دید به اقوام دیگری حمله می کرد ، بیماری های ناشی از گزش حشرات نظیر طاعون ، وبا و غیره .. هرجا که سرایت می کرد آن ولایت را به متروکه و ویرانه تبدیل می نمود . در حالیکه به علت فاصله زیاد بین آبادی ها از یکدیگر ، شاید مردم سایر روستاها و آبادی ها از وقوع چنین حادثه خطرناکی بی خبر بودند .
در چنین شرایطی مجسم کنیم که فلاسفه و اندیشمندان و حکیمان راه های مقابله و پیشگیری و ایجاد آمادگی همگانی را یافته و مایلند از روشی استفاده کنند که همه مردم را وادار نمایند با میل و رغبت درونی و با نوعی باور عمیق ( تلقین ) راه های مورد نظر را همزمان و در همه جا با ذوق و شوق اجرا نمایند ، این روش ها علاوه بر هزینه زا بودند ، زحمت زیادی هم برای همه در بر داشته باشد .
فکر می کنید چه روشی بهتر از برگزاری یک عید بزرگ در بهترین موقع از سال برای پیش برد اندیشه های ُصلحا برای سلامت جامعه بسیار بزرگ ایران قدیم که از شرق به رود سند ، قسمت بزرگ افغانستان امروزی ، تاجیکستان ، مرزهای گرجستان در شمالغرب آسیای صغیر و قسمت اعظم عراق امروزی و قسمت سراسری سواحل جنوبی خلیج فارس حتی سواحل کشورعمان را در بر می گرفت ؛ می توانست یک هماهنگی بی نظیر و همگانی را که در عصر حاضر با وجود همه امکانات ارتباطی هیچ دولتی قادر به تامین آن نمی باشد میان این گستره وسیع قلمرو یک حکومت ، که ملل مختلفی را در خود جای داده بود برقرار نماید .هماهنگی در انجام مراسمی مشابه در زمانی واحد و تکرار شونده در دوره های آینده تا امتداد زمان ، بدون نیاز به اعمال آموزش به نسل های آینده یا برگزاری دوره های یادآوری که معمولاً برای دولت ها بسیار هزینه دارد . چه روشی بهتر از یک عید برای تامین مقصود و اهداف نهان در پس مراسم آن می تواند مناسب باشد. اهدافی که برای مردم نامفهوم و به دور از درک آنان بوده ؛ مردمانی که از راه کشاورزی و دامداری زندگی می کردند و سواد آموزی فقط برای طبقه اعیان و امرا و روحانیون مقدور بود و از میکروب و ویروس چیزی نمی توانستند بفهمند .
روایت است که جمشید پادشاهی دانشمند و دادگر و رهبری بزرگ بود . اندیشه های نگهداری ملتی پراکنده در کشوری بزرگ ، با هزینه خود مردم ، برای شاد زیستن و سالم زندگی کردن و همیشه آماده برای دفاع از سرزمین و وطن بودن آنها ، او را به فکر چاره انداخت . به این منظور با گردآوری اندیشمندان آن روزگار، آنان را برای یافتن راه و چاره به مشاوره فرا خواند . لذا با رای و تدبیر آن عالمان ، مراسم عید نوروز ،تیر ورزان یا تیر وزان یا تیرداد ماه ، جشن مهرگان و جشن سده و همچنین مراسم دیگری چون شب یلدا و و ... را برپا داشته و رواج داد .